السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
459
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
تأليف كتاب ديگرى را آغاز مىكرد و بيشتر دانش او از كتابها و نوشتههايى است كه بزرگان دانش در آن بررسى شايسته و در خورى انجام ندادهاند . » « 1 » ابنحجر در شرح حال « ثمامةبنأشرس بصرى » گويد : « ابومنصوربنطاهر تميمى در كتاب « الفرق بين الفرق » گويد : وقتى واثق ، احمدبننصر خزاعى را به قتل رساند و ثمامه از كسانى بود كه براى قتل او سعى كرد قتل او اينگونه رخ داد كه در سالى كه حج انجام داد ، گروهى از خزاعه ميان صفا و مروه او را به قتل رساندند . و ابنجوزى اين داستان را در حوادث سال سيزده آورده است . و در شرح حال ثمامة آورده است كه از كسانى است كه در اين سال درگذشته است و در اين تناقض مىباشد ؛ چون كشتهشدن احمدبننصر ساليان درازى بعد از آن اتّفاق افتاده است . و او در دوران خلافت واثق در سال بيست و چند به قتل رسيد . پس چگونه قاتلش در سال سيزدهم به قتل مىرسد ؟ و صحيح آن است كه در سال سيزدهم مُرد . و اين داستان دلالت دارد بر اينكه ابنجوزى هيزمكش شبانه است ، چيزهايى كه برايش نقل مىشود را مورد بررسى و انتقاد قرار نمىدهد . » « 2 » و در « طبقات الحفّاظ » سيوطى و « طبقات المفسّرين » داوودى در شرح حال ابنجوزى آمده است : « ذهبى در « تاريخ الكبير » گويد : ابنجوزى نزد ما بر اساس ضوابط فن حديث ، به حفظ توصيف نمىشود ؛ بلكه اين وصف او ، به اعتبار اطّلاعات فراوان و گردآورى اوست . » « 3 » از سخنان دانشمندان دربارهى كتاب الموضوعات ابنجوزى ابنصلاح گويد : « آنكس كه در اين دوران موضوعات را در دو مجلد گرد آورده است بسيار زيادهروى نموده است و در آن بسيارى از احاديث را آورده است كه دليلى بر ساختگى بودن آنها نيست و حقّش بود كه در مطلق حديثهاى
--> ( 1 ) . تذكرة الحفّاظ 4 / 1342 . ( 2 ) . لسانالميزان 2 / 84 . ( 3 ) . طبقات الحفّاظ / 478 . طبقات المفسّرين 1 / 274 .